سفارش تبلیغ
صبا
سفارش تبلیغ
صبا

قطره و دریا
 
قالب وبلاگ

دنیای کودکی چقدر پاک بی آلایش است ایکاش همه ما این زیبایی وپاکی را تا آخرین لحظات عمرمان دراین دنیا برای خود حفظ میکردیم .واز زیبایی آن لذت میبردیم .دیروز به اتفاق محمدرضا رفتیم تکیه شهدائ زیارت خیلی خلوت بود .محمد رضااز وقتی وارد شدیم ما را سئوال پیچ کرد .اینها را دشمنان ما شهید کردند .بله اگر اینها شهید نشده بودند یعنی نرفته بودند به جنگ حالا ماهم مثل بچه های فلسطینیها نمیگذاشتند بریم توخونه هامون بله عزیزم حالا دشمنان ماکجا هستند. چرا نمی جنگند عزیزم دشمنان ما فهمیدند باجنگ کاری نمیشه کرد. شهیدان حالا پیش خدارفتند بله عزیزم پس من براشون قرآن میخونم این بچه درحالی که باد شدیدی گرفته بود.سوره هایی که بلدبود راخواند.شب که شد محمدحسین هم آمد داشتم. براشون کتاب قصه خرس کوچولو را میخوندم که هر روز میرفت دنبال کاری بچه ها هم بااشتیاق گوش میدادند. خواب آرام آرام توچشماشون میومد.که ناگهان یک آدم بی مزه اول زنگ در را زد. وبعد صدای مهیبی شیشه هارا لرزاند بچه ها رنگ ازروشون پرید. آرام آمدند. طرف من محمدرضا اینها دشمنان ما هستند .محمدحسین نه بابااینها بچه های بد هستند که دارند ترقه میزنند. چند روز پیش رفتم اداره برق با،بابام بچه بدها که شیطون گولشون زده بدیواراداره ترقه زده بودند. دیوارسیاه وزشت شده بود دوباره صدای مهیب تکرار شد. محمدحسین پاشو،به پلیس زنگ بزن بگویک بچه بدداره توکوچه ترقه میزنه ،باشه آخه یادم رفته به کدام شماره فکرکن یادت میاد. نیمساعتی گذشت دیگر صدایی نیامد محمد حسین اسرار میکرد پاشو تا دوباره بمب نزدند ،گفتم عزیزم صبر کن اگرتکرارشدحتما آخه چرا؟زود زنگ نمیزنی

.بخاطر این که وقتی پلیس  بیاد توکوچه که نمیدونه کارکی بوده بعدهم بمن میگوید آدرس را بده بعضی وقتها هم طول میکشد چرا ؟زود باش زنگ بزن .عزیزم قصه چوپان دروغگورا شنیدی هردوتا گفتند بله خوب من اگر به پلیس بگم بیاد تو کوچه ماواینکار تکرار نشه پلیس که بیاد فکر میکند. الکی به اوزنگ زدیم اونوقت ما چی میشیم چوپان دروغگو.محمد حسین رفتم گوشی رابیارم محمدرضا نه زنگ نزن دوست ندارم چوپان دروغگوبشیم محمدحسین باشه به این شرط اگر یکبار دیگر تکرار شد .زنگ بزن در همین وقت هردوتا پتوهاشون را کشیدن روشونه هاشون بخواب رفتند.

      اثر صدیقه اژه ای                                مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ سه شنبه 91/12/29 ] [ 10:51 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

همه عالم در تکاپوست زندگی در عوالم ملک وملکوت جریان دارد وکره زمین در گردش خود قاطع میگردد همه چیز هر لحظه تغییر میکند .ومن وتونیز ،نبض زمان با تیک تیک ساعت همراه است. مثل اینکه اتفاقی میخواهد رخ بدهد. آخرین لحظات دارد سپری میشود. وهر کس باهر قدم ونفس وحرکت کاری را انجام میدهد .یک سال دیگر گذشت ورفت به صندوقچه خاطرات ما پیوست. اما چه لحظاتی همه شادمان هستند دغدغه را کنار گذاشته اند .منتظر هستند .لحظات انتظار بسیار شیرین است .اما یادمان باشد همه تلاشها تپش ها وکوشش ها باآنکه پسندیده وخوب است. اما کافی نیست ما یک چیز کم داریم .یک چیز که نه، خیر کثیر وبرکت ماندگار ودیدن روی یار دیدن جمال فرزند یاسین وسلام علی المرسلین دیدن یوسف زهرائ وباز انتظارتا کی آیاما هستیم .میمانیم. ودر دوران ما ظهور خواهدکرد .یانه خدا میداندما منتظر دوبهاریم بهار طبیعت وبهار انسانیت وکمال خدا کند کامل شویم ودرک ظهور پر سرور منجی عالم بشریت را به چشم ببینیم وبه او در همه احوال اقتدائ کنیم.سال را با دعای فرج ونماز امامزمان آغاز میکنیم انشائ الله مبارک باشد این سال وهمه سال

اثر صدیقه اژ ه ای                                مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ دوشنبه 91/12/28 ] [ 3:2 عصر ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

از چند روز مانده به آخر سال توخونه حال وهوای دیگری پیدا میکند .پس از بستن بار سفر وسفارش به همسایه واشنا راهی میشوند همه اعضائخانواده راضی خشنود هستنداما راننده پسر جوان خانواده یاپدر هست .کمربندها را محکم به بندید همه چیز آماده یک سی دی موسیقی پاپ تیشن تیشن به امیدخدا چه خوش میگذرد . پا روی پدال گاز باسرعت غیر مجازهرچی توماشین میخورند. از پنجره پرت میکنند توی جاده بابا اومدیم خوش بگذرونیم وقتی به منظره زیبایی میرسند. میروند پایین بساط خودشون را پهن میکنند به خوردن نوشیدن گپ زدن وبرخی هم باسیگار قلیون میوه ای عشق میکنند. برخی هم مشغول پاسور بازی صدای ضبط هم که فضارا پرکرده بعدهم که هرچی خوردن میریزند همانجا ودوباره براهشون ادامه میدهند

.وقتی به جنگلی یادریاوچشمه رودخانه لاله زار مرتعی میرسند. بی رحمانه واز سرنا دانی دست به تخریب میزنند. برای گرفتن عکس یادگاری پا روی سر لاله ها میگذارند. بوته ها میچینند شاخه ها را میشکنند اگر روزنگار منصفی آنجا باشد وبنویسد میبینند هر نفر غیر معقولانه چه زیانی برطبیعت بر آثار تاریخی کهن وجاده ها وارد نموده است .درحالی که گمان کرده دارد تفریح میکندو وبرخی هم که با ندانم بکاری ومراقب نبودن ورعایت نکردن علائم رانندگی دچارجرم شده اند وبرخی هم جانباخته اندبرخی از کوه پرت برخی در دریا ورودخانه کانال غرق شده ومن بیش از ده نفر رامیشناسم که زنده هستند ولی ناقص شده اند ونا کار آمدند برخی هم که ظلمشان به طبیعت زیبا بسیار بزرگ ونا بخشودنی است.

 

اثر صدیقه اژ ه ای                                 مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ دوشنبه 91/12/28 ] [ 8:7 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

سلام بهار وعیدتون مبارکباد

من باب مثال

عیددیدنی برخی این طوری هست. ناراحت نشوید اینهم یک جوری از دیدوبازدید

بعد از یکسال گرفتاری کار مشغله سفر که نشد بروند. ترجیحا صله ارحام را میخواهند انجام بدهند وبا دوستان رفت وآمدکنند. همه چیز آماده سال نو شده اول خونه بزرگتر ها سلام عیدتون مبارک ،برشما مبارک ،بابا یکسال نیومدین اینجا شاه اومده خونه گده نه نفرمایید. کوچیک شما هستیم نه بابا اینکه دروغ از محسن .امیر. توران چه خبر اونها رفتن مسافرت وای چقدر اینها میروند سفر، خانم میگه آه خوش بحالشون ما که.... وبعد چای ومیوه وشیرینی دست بوسی خدا حافظی -خانه یک فامیل دیگه مرد وزن همه مهمون شدند وجمع هستندو سلام علیک عید مبارکی اکبر آقا به حالت قهر با دادش کوچیکه وزن دادش دومی هم بلند میشه میره توحیاط وبچه ها هم که هیچ حرفی برای گفتن ندارن بالاخره تا عصر این وضع که ناجوره یکی از آقایان که دلش پر است دنبال جایی برای حرفهای نگفته پیدا کرده اوضاع سیاسی اجتماعی راپیش میکشه صدای همه را درمیاره از گرانی احتکار انتخابات سیاست داخلی خارجی وخانم دیگری هم از فرهنگ بی بند وباری ورها شدن دخترها پسران ازدواج وخلاصه تا عصر کنفرانسهای مختلف همه از این که عرض اندام کردن راضی هستندو وصاحبخانه هم دایم بفرمایید میل کنید وبعد حرف دین آیین بابا اسلام کی گفته این کارها را بکنید.اگرروزنگاری منصف اونجا باشه وجمع بندی بکند. دروغ .افترائ غیبت ،حسادت، تکبر ،تهمت،و....با در صد بسیار بالا بازارش گرم بوده ودوباره فردا صبح عصر روزی چند بار همه همدیگر را میبینند اما جای جوانان همراه والدین محلی برای گپ زدن با همسن و سالهای خود ندارند  مثل یک مهمون بی زبون ساکت مینشینند وبه حرف عمودایی دوست پدر وشوهر خاله گوش میدهند اما نی نی کوچولوها یک دفعه میزنندزیر گریه وفضای این دیدار را عوض میکنند.برخی هم که هدفشون از رفت آمد پزدادن وسایل لباس سرو وضعشون هست وچشم چشمی که نگو ونپرس برخی هم که توی مهمونی هستند اما روحشون را بااس ام اس هاوبلو توث ها گره زدند .دارندیواشکی کارخودشون را انجام میدهند .اما جالب این هست که سیگاریها محلی توی میهمانی ندارند باید بروند بیرون توتنهایی خودشون سیگار بکشند

اما سخن ما این که خدا پدر هرکی نوروز را در آورد بیامرزد. مواظب باشیم بهترین استفاده اخلاقی ورفتاری را از آن ببریم یادمان باشد ما تنها نیستیم 9 شاهد دارند اعمال ما را ثبت وضبط میکنند

   اثر صدیقه اژ ه ای                            مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ دوشنبه 91/12/28 ] [ 7:35 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

دختران امروز برای زندگی مشترک زناشویی تربیت نشده اند.این دختران ازدواج را یک مانع برای خواسته ها وآرزوهای خود میدانند.وقتی باآنان در باره شیرینی های زندگی صحبت میکنیم. میگویند .نه بابا ما باید مسئولیت قبول کنیم وغرولند بداخلاقی تحویل بگیریم .حوصله نق زدن بچه را نداریم مثل مادرمان باید از صبح تا سحر کلفتی بکنیم .وتازه آقا که با پررویی می آید طلب کارمان میشود. به آنان میگوییم

خوب شمااگر کار خوب پردر آمد داشتید دوستان همفکر سفرهای بسیار وسرانجام ثروت هم بدست آوردید حالا دارید به سنی میرسید که آن شورحال جوانی را ندارید. وجسم هم ناتوان شده میخواهید به تنهایی چه کنید نه کانون گرم نه اثری از فرزند آنها با بی فکری شانه را بالا میاندازند. بابا کوتا آنزمان گفتیم خوب پس ازدواج میکنید نه بابا حرفش را نزنید.اگر بناباشد درآمد داشته باشیم وراحت بدون دغدغه باشیم چکاری است باکسی شریک شویم وعنق تحویل بگیریم با.ورکنید هرچه تلاش کردیم به جایی نرسیدیم

 این نوع نگرش به خاطر روش تربیتی غلط والدین است از طرفی اختلافات پدر ومادر باهم وفراوانی ناهنجاریهای اجتماعی وطلاق وجدایی که در هیچ یک از این بخشها کار جدی ومستمر انجام نشده است .دختران ما هنوز تا مرز خود شناسی فاصله دارند وکسی نیست که به آنان کمک کند

 

اثر صدیقه اژ ه ای                       مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ یکشنبه 91/12/27 ] [ 10:56 عصر ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

 به این فکر میکنم که من وتو چقدر با هم تفاوت داریم

من نیازمندم توبی نیازی من قطره ام تودریایی من ذره ام توخورشیدی من ضعیفم توقدرت کاملی من رفتنیم تومیمانی .وقتی به این می اندیشم که توگرسنه نمیشوی ومرا سیر میکنی توتشنه نمیشوی به من آب مینوشانی تو به لباس ومسکن همسر وفرزند نیاز نداری ولی به من عطا میکنی همه نیازهایم را برطرف میکنی توتنها نیستی ومن در تنهاییم اگرچه در میان خلقم تومی بخشی ومنبخل میورزم . توبیداری و خسته نمیشوی. من خسته میشوم وبخواب میروم .تونخوانده میدانی. ومن باید بخوانم تا بدانم. تو هر کاری که بخواهی میکنی. ومیتوانی اما منهم درخواستن خود وهم دربرآوردن آن نقص دارم .تو مرا در آغوش مهر خود فرا میخوانی ومن چه عجولانه با ندانم کاریهای خود وتوهمات پوچ از تو خود را دور میکنم .من می افتم وتودستم را میگیری تابلند شوم. وبایستم چون ایستادم دوباره ازتو میگریزم. تو خیلی صبوری وحلم عظیمی داری ومهلت میدهی. وصدا میزنی ونقشه راه پیش چشمان وراه من میگشایی وچراغهای خطر وزنگ هشدار را به صدا در می آوری. ومن بازیگوشی میکنم. بدون تامل میخواهم به آنها ورود کنم وتومیدانی ونمیخواهی .میگویی کوچولوی من چه میکنی. ومن میگویم من دلم میخواهد ومیل من نمیگذارد .میدوم ودر قعر دره نیستی فرو میافتم وتو دوست نداری که مرا چنین ببینی ومن چه عجولم چه مغرورم چه بی فکرم چه بی محبتم تو با من چقدر نزدیک بوده ای دستم را دردستان خود گرفته بودی. ومن خودم دستم را ازدست توبیرون کشیدم وبه همه چیز بیشتر از تواهمیت دادم. من چقدر حقیرم وچقدرنادانم وتو چقدر قادری وتوانایی وتونام مرا آدم نهادی ومن تورا خالق خدای خویش خواندم وتواز من پرسیدی ومن به خالق بودن تو وعبد بودن خودم لبیک گفتم. حالا چه شد که اینقدر بخود مغرور شده ام همه چیزدرزندگی من نقش دارد .در حالی که معلوم نیست. خدادر کجای زندگی وفکر من قرار دارد ومن میگویم پروردگارا عجب اعجوبه ای آفریده ای چقدر بخود آفرین گفتی وچقدر دوستش داری اما من ،منهم در نهایت مخلص توام عاشق توام تومراد همه ما هستی مارا ببخش که بچه بازی در می آوریم آخر همه ما غیر از توکسی را نداریم ای شاهد بیناوای قادر توانا، سحرانه مرا از من قبول فرما

اثر صدیقه اژ ه ای                                 مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ شنبه 91/12/26 ] [ 5:39 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

آتش مهر تو سوزاند دل و جان مرا   داده برباد فناکفر وهم ایمان مرا

بی خبر گشته زخویشم خبرم نیست زخود

من چه گویم که شکست باده وپیمان مرا

اثر صدیقه اژ ه ای                مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ چهارشنبه 91/12/23 ] [ 7:38 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

در آستانه سال نوقبل از شکفتن گلهای بهاری ،در سر زمین خوب من ایران گلهای محبت وانسانیت می شکفد گلهایی که بوی عطرش از همه گلهای عالم جانفزاتر است .به عزیزانی که این سبدهارا باعشق به همنوعان نیازمند خود اهداءمیکنند میگوییم توفیقتان افزون که کلمه خسته نباشید معنایی ندارد .اما کارنیک آنهم برای رضای خدا لذتی وشادی دارد. که با هیچ شادی وخوشی دیگری قابل مقایسه نیست. این روزهای آخر سال هر خیر نیکوکاری نه تنها با پول دادن. بلکه با خدمت درخیریه ها میخواهد. بردیگری سبقت بگیرد. وزودتر ازدیگری گرد وغبار غم را از چهره نیازمندان شهر ودیارش پاک کند .چرا ؟که امامش فرمود تایک پابرهنه داریم عید نداریم. واین باور در عمق جانش جای گرفته است. واقعا همه با هم برای هم منو مایی نداریم اگر همه امکانات عالم را شخصی داشته باشد ودرهمسایه اش محتاج نیازمندباشد. این شخص نمیتواند خودرا خوشبخت بداند. چرا ؟که آه ناله ای در فضای اطراف او وجود دارد .

اما اعتقاد اسلامی وروح بلند ملت ما واقعا قابل تقدیر است. باید گفت خوشا براحوالتان شمایی که سبدهای محبت را هدیه میدهید

خوش آنکس که برخلق احسان کند      نگاهی به اشک یتیمان کند

بیت از کتاب صهبای عشق       

 صدیقه اژ ه ای                                    مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ چهارشنبه 91/12/23 ] [ 5:40 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

وای برچشمی که خیانت میکند. وبرخیانت خود اسرار میورزد.وای به دستی که جنایت ودزدی میکند از ظلم ستم غارت ابایی ندارد.به حرام آلوده شده است .وای برقدمی که به سمت فعل خلاف برداشته میشود .وای برافکار پوسیده ای که چیزی جز شرارت ویرانگری طغیان تکبر وغرور بخل حسادت تعدی ستم وبهره کشی از مظلوم در سر ندارد .جز به فکر منافع شخصی وسوئ استفاده از بیت المال وتجاوز به جان ناموس مردم در سر نمی پروراند.وای بر کسی که زبان فحش وناسزا گودارد واز کمال ادب شعور انسانی خود نزول کرده وای بر بد زبانان .وای برحال آدم  بدطینت حرام خوار که زندگی وعمر خود را به تباهی کشیده باشد وخود نداند که نمیداند ویا بداند که عمدا چنین انتخابی نموده وای برنگارنده ای وگوینده ای که نیک میدانند وخوب عمل نمیکنند وای برکم فروشان وای بر کسی که مال جمع میکند تا به آن افتخار کند وخود را برخ دیگران بکشد وای برآنکه عمرش را در ندانم کاریهای عالم باخت ورفت.یادر حال رفتن است وای برهرکه نقد عمر بداد وبه جای آن چیز باارزشی کسب ننمود .وای بحال آنکه در سر نقشه شوم طمع در مال دیگران را پرورش میدهد تا برخود هیزم دوزخ را بیفروزد وای برهمه ما

از اینکه قدرت درک چگونگی بهره برداری از عمر عزیز را نمیدانیم .وبه کتاب خدا قرآن حکیم وسیره امامان معصوم خود عمل نمیکنیم .

   اثر صدیقه اژ ه ای                                          مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ سه شنبه 91/12/22 ] [ 3:59 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

سلام بربانوی آبها حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها بانویی که هستی وحیات بشر از تابش نور آن جان گرفت ومبدائ ومعنای هرنیکی بود وکوثر سرچشمه همه ارزشهای الهی وانسانی بانویی که آبهای عالم مهریه اوست بانویی که کانون مودت محمد وآل محمد است .بانویی که حق اورا غصب نمودندوجگر گوشگانش را بالب تشنه به شهادت رساندند حتی از جرعه ی آب که مهریه خود اوبود به طفل شیرخوارش دریغ ورزیدند.سلام به بانوی نوروروشنایی درهمه عصرها سلام به مادر همه مصائب گذشته ومادر همه افتخارات آینده جهان بشریت .سلام به فاطمه زهراء سلامالله علیها

آخرین روزهای سال نود یک دارد بسرعت میرود ودر آستانه سال نود دو قرار داریم.لحظات دعا ونیایش است توسل به خاندان اهل البیت س ومن نخستین انتخاب را خانم حضرت زهراءس قراردادم وسر برآستانه پاکش نهاده وبه اوتمسک میجویم ودعا میکنم برای همه برای بیداری ودینداری بصیرت وسلامت جسم وروان وعزت سر بلندی مسلمانان جهان وامسال را سال شزف وعزت اقتدار باالگوگیری از سیره معصومین برای نامگذاری نموده وسلامتی عزت رهبر وملت بزرگ ایران را خواهانم

 

توفیقتان افزون باد

 صدیقه اژ ه ای                                     مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی

 


[ یکشنبه 91/12/20 ] [ 8:14 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]
   1   2   3      >
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 152
بازدید دیروز: 98
کل بازدیدها: 672300