سفارش تبلیغ
صبا
سفارش تبلیغ
صبا

قطره و دریا
 
قالب وبلاگ

رفت آمد وصله ارحام از شیرینی های دوران عمر انسان است که با هیچ شیرینی دیگر قابل مقایسه نیست .صله ارحام باز گشت بخود است .بیاد آوردن خاطرات فراموش شده .بخصوص دوران کودکی ونوجوانی .وقتی فامیل باهم رفت وآمد دارند .پشتوانه معنوی وروانی یکدیگر هستند وحرفها ورنجها وغمها برایشان تعدیل میگردد. استرسها ودغدغه ها مرتفع میگردد دلها بهم نزدیک میشوند احساس غربت از بین میرود.دوستی ها دوچندان میشود زندگیشان توسعه مییابد روزیشان فراخ میگردد.دچار افسردگی ناامیدی نمیشوند .یک نکته ضروری این که در این رفت وآمدها باید بزرگتران نقش موثر ومفیدی ایفا کنند وهمه با عزت ونگاه احترام قدر آنان را بشناسند .اگر بزرگتری اظهار نظر مثبتی داشت خود خواهی نکنند وبپذیرند در رفت وآمدها باید جنبه های اخلاقی در نظر گرفته شود.کوچکتران وحتی بچه هاباید از آن بهره کافی راببرند. همه چیز.به بزرگتر هاختم نشود.بسیاری ازاین میهمانیها بزرگتران حتی اجازه صحبت به نوجوانان وفرزندان خود نمیدهند. وجوان فرصتی ومیدانی برای مراودات وگفتگو وگپ زدن نمیابد.صله ارحام که آیین مقدس اسلام برآن تاکید.داردمزایای فراوان مادی ومعنوی دارد. تلطیف روح همچنین درفضایی که فامیل دورهم جمع هستندنفسی که میکشیدنفس امن وآرامش است بوی شکوفه سیب را استشمام میکنید فامیل قوت قلب هستند رفت وامدهای فامیل آسیبهایی هم دارد که باید همه باچشم بازمراقب آن باشند 1-چشم هم چشمی ها 2-برخ کشیدنها 3-فخر مباهات بی جا4-غیبت تهمت افراد غایب 5-شوخی های بی مزه مثال دست انداختن مسخرگی 6-ریخت وپاشهای بی جا و..اما مزایا بسیار است که مجال آن نیست خداوند به همه ما کمک کند قدر همدیگر را بدانیم وبا اخلاص وصداقت همدیگر را ملاقات کنیم نکته اخر این که از آنان نباشیم که تنها برای بخاک سپاری گرد هم می آییم موفق باشید

  صدیقه اژه ای                           مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ یادداشت ثابت - پنج شنبه 92/1/9 ] [ 3:21 عصر ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

برخی از مردم به جای قلب در سینه اشان سنگ دارند.اینان از عواطف انسانی خودرا مبراء نموده .سرتاپا غرور وتعصب تکبرند.خود را داناتر وبرتر از عالم میدانند.حرف حقی بگوششان نمیرود.تمام رویای زندگی آنان در من شان خلاصه میشود.هیچ کس را باور ندارندکسی حق ندارددر برابرشان نظرخودراابراز نمایداگر بخواهد حقیقتی رابرایشان روشن کندبا خوی تندوبد اخلاقی با اوبرخورد میکنند.این بیچارگان نمیدانندکه تکبر چه بلایی به سرشان آورده است.اینان دوست دارنددر مقابل دیگران خود رابرخ دیگران بکشندگاهی سخنان حکیمانه را مسخره می کنند.روی خوشی بفهمیدن حقیقت نشان نمیدهند.چنین افرادی هیچکس را قبول ندارند.اینان بنده فرعون نفس خویش هستند .انا ربکم الاعلی) راستگویی در مرام اینان جای نداردقولشان پوچ است تعهدبستن با اینان بی اساس است روی پل غرور ایستاده اندکج بینی کوته نظری بدون تعمق وخردبر رفتارناپسندشان می افزاید اینان بویی از انسانیت ومعنویت واخلاق منش انسانی درشامه اشان جای ندارد. اینان به جای قلب درسینه اشان سنگ است

       اثر صدیقه اژ ه ای                                  مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ یادداشت ثابت - پنج شنبه 91/12/11 ] [ 8:31 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

مظهر لطف خدا هستی هنر    با دل وجان آشنا هستی هنر 

روح بشکوه وجلالی وغرور   در خور مدح وثنا هستی هنر 

گر بمانی سالها پنهان ز،خلق   فارغ از مرگ وفنا هستی هنر 

بی تو عالم خالی ازلطف وصفاست 

                                   آیه الشمس والضحی هستی هنر 

با تو قاموس جهان تابنده شد

                                      روحبخش وجانفزا هستی هنر

اثر صدیقه اژ ه ای    دیوان گلشن سحر  

                                       مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی 

 


[ یکشنبه 96/12/6 ] [ 5:15 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

فصل بهار آمدو باران نیامده      روحی به جان عالم بی جان نیامده 

داغ عطش به سینه ودلهای بیقرار 

                                                ابر آمدست قطره باران  نیامده 

عالم سیاه گشته ز، جوروستم چرا؟

                                               آن چلچراغ گوهر ایمان نیامده 

صدها هزار کشته وآواره بیقرار 

                                               برخلق از چه که سامان نیامده 

تلخست روزگار امیدی دگر نماند 

                                           شیدا دوای سینه سوزان  نیامده 

اثر صدیقه اژ ه ای 

دیوان صهبای عشق 

 


[ پنج شنبه 96/12/3 ] [ 10:20 عصر ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

این همه جور وجفا از بهر چیست.؟     دردهای بی دوا ازبهر چیست ؟

ازدرون سینه ی پردرد    وآه          ناله های بی صدا از بهر چیست؟

مهر خاموشی است برلبهاچرا .؟     این همه رنگ وریا از بهر چیست ؟

این همه غربت چرا؟بیگانگی          دوری از مهروفا از بهر چیست ؟

سینه های خالی انور خدا                اوفتادن در خطا از بهر چیست؟

این همه عبرت بتاریخ جهان            باهمه جور وجفا از بهر چیست؟

کشتی نوح است طوفانی مهیب     دوری ازراه خدا از بهر چیست ؟

آدمی با این همه غز و  وقار          رویکردش در فنا از بهر چیست ؟

اثر صدیقه اژ ه ای 

دیوان صهبای عشق                      مدیر وبلگ شیدای اصفهانی 


[ پنج شنبه 96/12/3 ] [ 10:0 عصر ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

من ومایی نیست ،عزت اقتدار سرزمینم برایم بسیار اهمیت دارداز تحقیر وکوچک شدن مردم سرزمینم بیزاری می جویم 

اقتدار سربلندی را خواهانم  واین برمی گردد به گردانندگان سیاستمداران سیاستگزاران ما 

تدبیر وخرد ورزی وسیاس بودن زیرک بودن آنان نرمش قهرمانانه نه نرمش منفعلانه وذلیلانه 

من ومایی نسیت اصفهان فارس مشهد بوشهر اهواز خرمشهر آبادان کرمانشاه آدربایجان سنندج بلوچستان سیستان غیره ندارد 

 

همه ما باهر زبان قوم فرهنگ یک تن واحده هستیم  

 

در عم وشادی هم شریک هستیم علقه ملی وروح مذهبی ما نسبت بهمدیگر قوی هست  اگر غباری به چشم مردم آبادان اهواز غیره فرورود ما ناراحت می شویم

شبهای سرد زمستان برای زلزله زدگان کرمان سر پل ذهاب ناراحت هستیم

 

بنابر این ازدولت مردان مسئو لان میخواهیمراه وروش بهتری را در اداره امور در پیش بگیرند 

 

حواسشان به پایین ترین قشر جامعه باشد پاسخگوی مردم خویش باشند

از آنان می خواهیم تمام وقت نیروی خود را در مدت باقی مانده بکار بگیرند گره های کور را باز کنند در مقابل زیاده خواهی های استکبار جدا بایستند 

چرا. باید هر روز با مصیبتی مواجه بشویم

حرفی که می زنند  عمل کننند قول نادرست به مردم ندهند مردم ما دارای شرف عزت وکرامت هستند خود را تافته جدا بافته از مردم ندانید جلوی هنجار شکنی ها را بگیرید 

                                                           مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی

 


[ سه شنبه 96/12/1 ] [ 9:21 عصر ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

چشمهارا باید شست ونگاهی نو داشت 

به زمین به زمان وبه مکان  منو ما را بگذاشت  کیستم ؟انسانم  سراپا عقل وشعور واحساس 

جسم و تن را بگذار  روح پاکی به خدا نگومرد  ، زن  کلماتی تو ز، آیات اله

روح تو آزاد است یک جهان رازی تو

تو خودت را مده در دست هوسهای تهی

وتو زن مشو بازیچه دست

وتو مرد انسانی مشو قربانی امیال وهوس

وتوزن سخن من با توست

که نمیدانی چه سرمایه ای با خو داری

وچه دزدان شرف در کمین گاه بدنبال تواند

در جهان مادی گرای امروز که زن جزء کالا شده

وممر در آمد برای سودجویان چه نقشه های شومی که پیش رویش قرار داده واو را ببردگی جنسی واخلاقی کشانده اند

وزن هیچ نمی داند کور کورانه بدنبال آنها می دود وانسانیت خود را زیر پا می گذارد

دنیای عجیبی نیست

زن بیدار نشده ابزار تغییر  پیدا کرده  

امازن در قرون وسطی  مانده است

وگمان  می کند که تمدن وتجدد یافته 

 

وسایل خوراک وپوشاک تغییر یافته 

اما نگاه زن بزن وکرامت عزت نفس داشتن را در خود تقویت ننموده است 

 

به نظر من زنی که خود را با بی بند وباری به نمایش کوچه وخیابان ورهگذران فرقی نمی کند در هرکجای عالم وکشوری که باشد

می گذارد این زن رشد نیافته است 

زنی که خود را به صورت کالا ارایه می دهد 

انسانیت کرامت خود را لکه دار نموده است 

به نطر من زن را باید از این خواب مخملی بیدار کرد 

به اوگفت : تو قبل از این که زن باشی انسان هستی 

ومن با افتخار می گویم 

که حجاب بیرونی وعفت درونی من عزت واقتدار من است 

 

که بتوانم باسر بلندی در مجامع گوناگون فرهنگی فعالیتهای اجتماعی کارو تلاش با آن شرکت کنم 

زن باید به خود بیندیشد وحجاب خود را مایه سربلندی آزادگی خود تلقی نماید 

اثر صدیقه اژ ه ای                        مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی 


[ دوشنبه 96/11/30 ] [ 8:57 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

کسی که راهنمایی کرد ،حضرت فاطمه  زهرا  (س) بود،وجود حضرت ،بخشی از

ما موریت پیامبر اکرم (ص) است،

پیامبر (ص)استراتژی تثبیت داشت

،کسی که می آمد ومیگفت ":لااله الا الله !محمدا رسول الله "

پیامبرباید می پذیرفت

،کسی که راه مقاومت در برابر ارتجاع عرب وملیت را نشان  داد

واین کار را  به انجام رسانید،

 حضرت زهرا (س)  بود ،حضرت زهرا (س) یک رهیافت اساسی را برای مسائل زندگی

فردی واجتماعی داشتند

.اوبه کسی که دعا نکرد به خودش بود،

شب عروسی لباس نو را به فقیر داد ولباس کهنه پوشید

،در مورد نداشتن غذا به همسرش چیزی نگفت

:که اگر چنین نبود کسی نمی توانست .اعتراض کند

،مدینهالنبی را از مدینه العربی جدا کند ،

پیامبر (ص)استراتژی داشت ،که جامعه ی مطلوب،قرآن محور است ،

                                                           مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی

 


[ شنبه 96/11/28 ] [ 11:26 عصر ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

برخی می گفتند اگر ابوسفیان مسلمان بشود ،یک قدرت به طرف اسلام می آید ،برخی می گفتند،جامعه اسلامی قدرتمند می شود .می گفتند :اگر یک برده گرسنه مسلمان بشود،چه قدرتی به اسلام می بخشد ،بنابر این اختلاف نظر از زمان پیامبر (ص) ایجاد شد ،اما موقعیتحضور پیدا نکرد .از لحطه ورود پیامبر (ص)به مدینه این نطر شکل گرفت ،پیامبر (ص)می خواست مدینه النبی بسازد ، ومدینه می خواست تاریخ را بسازد ،

از همان زمان ،وحدت حقیقی ، اعتباری از دست رفت ،تا قبل از از فتح مکه خطر نظامی ازبین رفت ،حالا مدینه مورد تهدید بود،اصحاب میامبر (ص) دو دسته شدند ،

دسته ی قریشی که 13 سال در کنار پیامبر (ص) بودندودر مکه جایی نداشتند ،انان بیاد پیوند

احساسات وروابط قدیمی قرار گرفتند .

دسته ای دیگر این را تهدید می دانستند .وقتی قریش مسلمان شدند .شیوخ عرب شدند ،

در سال نهم درعام الوفود می آیند ،اسلام می آورند ،

پدیرندگان ثانویه جامعه ،اصحاب پیامبر (ص)تجربه شده قریشی آمده که از حاشیه قدرت 

شروع کند وکم کم به متن برسد ،

ابوسفیان به خانه ی علی (ع) آمد وگفت : من آمده ام با تو دست بدهم تا بامن همگرا بشوی

وعلی (ع)   با اوهمگرا نشد ،

بعد از آن کسانی اسلام اشرافی زدگی می خواستند .تا مدینه االنبی را به مدینه العربی مبدل

گردانند ،و چنین بود که گردو غبار تجمل گرایی ،سبب گردیدراه حق گم بشود 

                                                           مدیروبلاگ شیدای اصفهانی 


[ شنبه 96/11/28 ] [ 11:12 عصر ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

در نقطه ی کانون بنی امیه ،خاندان ابوسفیان در مقابلشان راه حل نظامی وجود نداشت ،در جنگ خندق همه راهکارها را به کار برده بودند ،ستون پنجم قریش بنی قریضه ، در مدینهنابود شدندودر نتیجه دیدند اسلام بالنده است، 

پیامبر (ص)فرمود ":قولوا لاالله الا الله تفلحوا" خدیجه (س)وعلی(ع)ایمان آوردند،بنی امیه نا امید شدند ، 

امواج اسلام تا روم گسترش پیدا کرد ، بنی امیه دیدندقریش در حال نابودییست .

 قریش با شخص پیامبر (ص)دعوا داشتند ،

اما قدرت چیز مقبولی است .لذا برای اولین بار قبایل با هم یکی شدند برای حفظ مال وجان

بایدموجودیت داشته باشند پس باید مسلمان بشوند ،

درجامعه مشرکین تحولی شد ،قریش ،عمرو عاص ،خالد ابن ولید ،بعد از  بن بست نظامی

آمدند مسالمان بشوند .چاره ای نداشتند.چرا.؟که مسلمانان گفتند ابوسفیان اسلام آورده خطری برای مسلمانان ندارد

ابوسفیان اسلام آورد ،وگفت :اما شک دارم پیامبر خدا باشی .

با اسلام آوردن ،ابوسفیان ،اصحاب پیامبر (ص)وحدت نظر را از دست داده عده ای گفتند .

خطر دفع نشد بنابراین قریش ،بنی امیه را کانون خطرمی دیدند ،

کسانی مانند سلمان ،ابوذر ،مقداد  بلال ، گفتند،شمشیر خدا سر دشمن خدا را قطع نکرد

                                                       مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی

 

 

 


[ شنبه 96/11/28 ] [ 10:50 عصر ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]
   1   2      >
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 432
بازدید دیروز: 601
کل بازدیدها: 619262