سفارش تبلیغ
صبا ویژن
سفارش تبلیغ
صبا ویژن

قطره و دریا
 
قالب وبلاگ

مادرم عالمه فاضله مربی قرآن سر آمد بانوان زمان خود بوداو چهارمین فرزند آیت الله حاج سید ابوالفضل خاتون آبادی مدرس فرزند آیت الله سیدمیر محمد حسین نایب الصدر خاتون آبادی .ومادر مادرم حاجیه زهرابیگم صدر عاملی دختر آیت الله سید محمد جواد صدر عاملی وخواهر مادر مادر شهید بهشتی بوده اند پدر بزرگم آیت الله حاج میر محمد حسین اژه ای نوه آخوندملاعلی اکبر اژه ای نادره علم میباشندآیت الله حاج میرمحمد حسین اژه ای دوفرزند بنام علیمحمد وفضل الله داشتند علیمحمد پدر شهیدعلی اکبر اژه ای وفضل الله پدرمن است مادرم دختر دایی پدرم میباشد مادرم زنی بسیار روشن آگاه وبا تقوا بود پدر بزرگم میگفت یوسف من است وپدرم علاقه وافر به ایشان داشت زندگی زیبای معنوی دینی در خاندان دوروحانی با تقوا بسیار شیرین وبیاد ماندنی است ما زندگی ساده ومعمولی داشتیم خانه قدیمی ما سرشار از خاطرات است پدر بزرگم مقید به اخلاق وآداب اسلامی بودند از نشست وبرخاست غذا خوردن رفتارشان همه چیز نظم خاص خود را داشت لبخندهای مهربانانه ایشان صدای گرمی که مرا صدا میزدند وروی زانویشان می نشاندند به من درس اخلاق می آموختند ایشان از دوران کشف حجاب خانه نشینی را انتخاب کرده اما لحظه ای ازرفع مشکلات مردم کوتاهی نمیکردند هر روز در خانه ما بروی مردم باز بود ودسته دسته مردم بدیدارشان می آمدند وپاسخ سئوالات خود را میگرفتندنکته ای که فراموش کردم زندگی شیرین من وبرادرم با وفات مادر جوانم تغییری اساسی در من پدید آورد ودر اوج خوشی ها نخستین جام شرنگ را نوشیدم تا مدتها از من پنهان کردند ولی سرانجام فهمیدم دنیای قشنگم پر ازغم شد پدر ومادر مادرم زندگیشان تغییر یافت مادر بزرگم سکته کرد وهفت سال فلج شد تا دار فانی را وداع گفت من وبرادرم بودیم دو خانه اسطوره ای بزرگ قدیمی و پدری جوان داغدار وبرادری دلشکسته وپدر بزرگها ومادر بزرگهایم برای ما جان میدادندمارا بغل میکردند اما هیچکدام برای من بوی مادرمرا نمیدادنداما در تربیت اسلامی ما کوشیدند پدر .مادرم مرا صدا میزدند وبرایم قرآن میخواندند ومعنی آیات را میگفتند وقتی سواد آموختم من برای دوپدر بزرگم کتاب میخواندم اگرغلطی در خواندن داشتم تصحیح میکردندپدرم بیشتر برایم با آوای خوش حافظ وسعدی را میخواندمن عکس کتاب حافظ ودایرتالمعارف رنگی که پدرم داشت دوست میداشتم دایرالمعارف بزبان عربی وانگلیسی بود اطلس پنج قاره جهان بود.من وبرادرم بزرگ شدیم برادرم راهی جبهه های جنگ شد وعمر وجانش رابرسر عشق به امام ونظام مقدس جمهوری اسلامی ایرا ن گذاشت اوعلاقه زیادی به جانبازان داشت با آنان عشق میکردبرادرم نام عزیزش رضا بود وراضی به رضای خداروحش شاد اومیهمان لاله هاشدورفت اوسرشار از انرژی عشق وامید وتلاش خدمت بودومن نمیدانم شیر مادرم ودامنش چه گل پرور بود مادرم بیشتر روزها روزه بود ودر خدمت به محرومان دست ودلباز اوبه من آموخت که بهترین کار عالم نماز وخدمت به محرومان است بانوحاجیه بتول خانم خاتون آبادی اومن ودایه امان را شبهای سرد وتاریک بادست پر می فرستاد به سراغ پچه های یتیم همسایه با غذای گرم اوحتی به همسایگان مستمند یهودی هم توجه داشت مادر شهیدبهشتی دختر خاله مادرم میگفتند اوگل سر سبد زنان فامیل بود ومادر علی اکبر اژه ای زن عمویم میگفتند اوفرشته ای بود بانویی به پای اونمیرسیداهل تقوی بود واخلاق حسنه وحاجیه خانم ابطحی میگفتنداوالگوی حسن خلق تقوی برای همه زنان بود حاجیه خانم ایطحی دختر دختر خاله مادرم بودند   

 باصلوات ودرود برمحمد وال محمد                       مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی 


[ شنبه 91/7/22 ] [ 9:53 عصر ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 1
بازدید دیروز: 283
کل بازدیدها: 743428