سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

قطره و دریا
 
قالب وبلاگ

جشن خون برگزار کنندگان ودست اندر کاران فرمانده سیاستگزار کل. اسراییل  غاصب جشن پیروزی اوباما در انتخاب ریاست جمهوری آمریکا آتش بیار ویاری کننده آن قدرت استکباری آمریکا چه نامبارکبادی مردم بخصوص زنان وکودکان بی پناه که رقص سرخ خویش را در میان آتش ودود به پایان میرسانند وابلیس وشیطان بزرگ را جری تر شده وخونخوارتر از همه گذشته تاریخ پر جرم وجنایت برای لحظه های دردناکی که عذاب الهی نازل میشود آماده تر میبینند  آ قای اوباما مغرور نشو روزگار ستمگر سختر از مظلوم خواهد بود این پستها نمیماند از کجا تو وتیر غیب لابد اعتقاد ی نداری وتواسراییل جنایت کار پر روکه با چشم موشه دایان به عالم نگاه میکنی وفقط با یک چشم خودت را میبینی بیش از نیم قرن است که داری خون مسلمانان مسیحیان مردم مظلومرا مینوشی توخود هلوکاست هستی همه دارند میبینند مردم که کر وکور نیستندتوبرمستیت بیفزا ای تیره روزگارعالم تونفرین شده ای توکه مثل موش از یک موشک میترسی ننگ عالم برتوباد من دافع همه مظلومان عالم هستم وما وتوتشنه خون خون آشام قرن تویی واین که این جشن خون سرانجام خوبی برای شما ندارد اسلام از تمام بمبها وموشکهای عالم قوی تر است و همه مردم دنیا از تو متنفرند باشد خوش باش تا بدمد روز مرگ تو

 

اثر صدیقه اژ ه ای                                                                                مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ دوشنبه 91/8/29 ] [ 2:34 عصر ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

این شبها شبهای بیداری شبهای شیدایی شبهای خوب دیدن وخوب شنیدن است شبهایی که معنای واقعی یک زندگی شیرین گروهی وجمعی را با خود به ارمغان می آورد فرق نمیکند که چه پستی داری از نظر مالی در کدام طبقه اجتماعی هستی اما یک نکته مهم این هست که باید مراقب افراط وتفریط ها باشیم یک وقت دچار عجب غرور نشویم فکر نشود که چون من بانی هستم فرمانده دیگرانم نظر من شرط است اگر چنین بشود خود یک حجاب محض است تلاشها بی نتیجه است هدف را گم کرده اید برای ریا کار نکنید برای به به چهچهه مردم نمی ارزد برای خدا در صحنه باشید به رشد معنوی خودتان کمک کنید.هرکه هستی باهر روش مرام امام حسین همه را دوست دارد برای همه دلسوز است اون با شهادت خودش ویارانش تا قیامت راه حقیقت را روشن کرد. جونی میگفت باور کنید با آمدن محرم من با خودم شرط میکنم کاری نکنم که وقتی میگم یاحسین بی جواب بمونم چندتا دوست بی معرفت دارم هم محله ای هم هستند مرا دست می اندازند مسخرم میکنند بابا همانها وقتی مشکلی مثل تصادف وغیره میشه نا خود آگاه میگن یا ابالفضل یاامام زمان ومن اونوقت میگم واسه چی اونها را صدا زدید .امسال از دوروز پیش یکیشون اومد به من گفت ببین امسال میخوام منهم راه تورا بیام کمک کن اول فکر کردم دستم اندا خته اون صورتشو با دودستش پوشاند وسرش را پایین آورد دستش را گرفتم گفتم چی شده راهش را گرفت بره گفتم تا نگی نمیشه بری گفت ..من یک بیماری دارم .اشک مهلتش نداد گفتم خوب بیا در خونه امام حسین گفت چطوری نمازهایی را که نخوندم دوستای دخترم من این همه و...گفتم توبیا کاریت نباشه واون برای اولین بار بود که بامن اومد نماز ومن خدا را هزار بار شکر کردم هم برای او. وهم برای خودم

     اثر صدیقه اژ ه ای                           مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ شنبه 91/8/27 ] [ 10:54 عصر ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

زیر بارش رحمت الهی خیمه های حسینی برافراشته شد سخنرانان مداحان هیئت ها دستجات عزاداری وسوگواری برنامه ریزی نموده وهمه چیز دارد بخوبی پیش میرود این ظاهر امر است .آسیبهای این آیین باشکوه ومصیبت عظمی هم تا حدی به چالش کشیده شده تا  برگزار کنندگان بیشتر دقت کنند وحواسشان باشد که برای چه کسی وبراساس چه هدفی دارند تلاش میکنند .این که هدف  وراه امام حسین ع ومرام ایشان وهمه خصوصیات اخلاقی رفتاری ایشان و یاران خاندان مطهرشان باید در روح وجان نسل جوان مردم دنیا نهادینه شود ولازمه آن آگاه نمودن وبالابردن اذهان میباشد همچنین چهره کریح دشمنان ایشان وخاندان اهل البیت وخشونتهای ویرانگر سفاکان خونریزان باید برای همه زشتی وپلیدی شان برملا گردد به طوری که همه انسانها از آنان وپیروانشان متنفر گردند.محرم امسال با نگاهی دیگر وبهتر همراه با تنبه وتهذیب همه مردم جهت قبولی اعمال وخشنودی شهدای کربلا وامام زمان عجل الله میتواند نقطه عطفی باشد برای آیندگان کسانی که در بخشهای گوناگون این حماسه بی نظیر وجهانی تلاش خواهند کرد باید همه مردم ایران در این حماسه برای خود سهمی جهت خدمت بعهده بگیرند کسی تماشاچی نشود همه باهم صدای یاحسین را سر بدهند تا قلب دشمنان را از جا بکند که عاشورا در هر زمان تکرار شدنی است

ختم قرآن کریم

هدیه شهدای کربلا روز تاسوعا 

  مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ جمعه 91/8/26 ] [ 1:40 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

بودبیفتم من چیزی بزرگ را جلوی پایم حس میکردم بایاری اخدا کمی خم شدم ودستم را پایین بردم زن سیاه پوست باسر انگشتانش دست مرا لمس کرد ومحکم چسبید به مچدستم باور کنید نزدیک بود نفسم بندبیاد هرچه قدرت داشتم فشارآوردم تا ان زن خیس عرق سرد از لابلای جمعیت بیرون آمد حالا افتاده بود روی سر کله من ومرا میبوسید آن لحظه قلبم پرازعشق محمد وآل محمد شد و   ......سکوت

راستش من نذر کرده بودم در مدینه قرآن راختم کنم ودر مکه هم وخدارا شکر تمام کامل این کار را انجام دادم خانمهایی که نمیتوانستند زیارت ودعا بخوانند من برایشان میخواندم خانمی همسفر ما بود که از طواف میترسید همسر اوهم بیماری قلبی داشت با یکی از آقایان کاروان رفته بود طواف. آمدم بروم طواف دیدم گوشه سمت حجر الاسود ایستاده دارد گریه میکند گفتم چرا؟گریه میکنی گفت وقتی چشمم به این جمعیت می افتد خوف برم میدارد می ترسم زیر دست وپا بروم به اودلداری دادم وگفتم شانه های مرا بگیر وبیا پشت سر من با امید خدا تکبیر گویان طواف را شروع کردیم او از تر س دستش را از سر شانه ام بدور گلویم حلقه کرد وبا فشارجمعیت گلوی مرا فشار میداد بالاخراین نیز گذشت این خانم میگفت نمیدانی در طواف همه اش بتو دعا میکردم.   در منا میان آن همه جمعیت بطری آب من تمام شد تا جایی که دیگر طاقت یک قدم نداشتم که بردارم ضعف شدید بالب خشک جگر سوزان گفتم یااباعبدالله عربی از کنارم میگذشت یک بطری آب سرد به من دادگفت حجه خانم آن لحظه انگار خدا دنیارا به من داد. درمدینه به اتفاق چندنفر از اعضای کاروان رفتیم مسجد شیعیان مسجد قدیمی بود اما فضای بیرونش نخلستان بود نماز مغرب وعشارا خواندیم یک مرتبه گقتند شرتی ها آمده اند برق هم رفت میگفتند ما حق نداریم دربلندگودستی هم اذان بگوییم مارا جریمه میکنند ومیگفتندامام جماعت را تبعید کرده اند در آنوقت همه مردم پراکنده شدندومن ویکی از همسفران زن از نماز خانه خارج توی باغ گمشدیم در تاریکی همه هراسان میدویدندوماهم همین طور از در باغ وارد صحرا شدیم تا مج پایمان درشن فرو میرفت نمیدانستیم از کدام طرف برویم من دایم میگفتم یا فارس الحجاز وهمسفری من گریه میکرد ترس سرتا پای مارا گرفته بود آدمها درتاریکی گم شده بودند نه کوچه ای نه آدمی .ما بودیم وصحرا ی شن وآسمان پرستاره بالاخره تصمیم گرفییم براهمان ادامه بدهیم نمیدانم چقدر طول کشیداز دور نوری مثال روشن کردن کبریت نمایان شد خوشحال شدیم به سمت او رفتیم تارسیدیم به خیابان علی ابن ابیطالب هتل ما در انتهای آن خیابان طویل بود وقتی رسیدیم ساعت ده شب بود رییس کاروان نگران زایران شده بو د شاید یکساعت بعد از ماکسانی که با ما به مسجد شیعیان آمده بودند به هتل آمدند آنها میگفتند راه به این درازی را شما چطوری طی کردید

 خاطراتی از سفر حج تقدیم دوستان            اثر صدیقه اژ ه ای 

                                                                   مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی

       2

 


[ سه شنبه 91/8/23 ] [ 2:29 عصر ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

هرسال بابازگشت حجاج از بیت الله  خاطرات شیرین حج تمتع مرا سرشار از آن روزهای بیاد ماندنی میکند آنروزها که با خدا عهد کردم مراقب همه اعمال وکردارم باشم البته از چندین ماه قبل این آمادگی را در خودم بوجود آوردم از نمازهای قضا رفتار با خانواده ودوستان توجه به نیات وگفتار شنیدار نوع نگاه بیرون ریختن افکار منفی بخل وکینه وحس انتقام وغیبت ودروغ تهمت از همان وقت که نیت کردم با مسایلی مواجه میشدم که واقعا طاقت فرسا بود تا بالاخره از محل اقامت به سوی خانه کعبه پرواز کردیم اولین سفرم به آنجا بود من تنها با تعدادی آشنا همسفر شده بودم با رسیدن به سرزمین وحی نماز شکر بجای اوردم وهمانجا دورکعت نماز توسل به امام زمان خواندم واز ایشان استمداد طلبیدم تا بتوانم بخوبی مناسک حج را به جای آورم وچنین شد خدا را شکر .نکته این که قصد سفر نامه نوشتن ندارم خاطره است در کاروان ما از پیر وجوان بیمار ضعیف با سواد وبی سواد بودند من تصمیم گرفتم به کسانی که سواد ندارند نام وفامیلشان را یاد دادم وهمچنین امضاءکردن را وتا آنجا که فرصتی پیش می آمد کمکشان میکردم عروس ومادر شوهری باهم اختلاف پیدا کردند که بین آنها صلح وآشتی برقرار کردیم ازکسانی که در کاروان بیمار میشدند ملاقات میکردیم آب میوه غیره به آنان میدادیم در مورد تصحیح قرائت حمد ومسایلی که پیش می آمد کمکشان میکردیم نظافت وبهداشت اخلاق ورفتار گذشت را که لازمه ارتباط جمعی است در کاروان گوشزد وبه یاری پیران ودستگیری وحق تقدم را به آنان میدادیم . به بچه ها وزنان سیاه پوست فقیر میوه ها ونوشابه های اضافی را هرروز پیش از ظهربه آنان میدادیم آ نها از صبح می آمدند پشت پنجره می نشستند پسرک هفت هشت ساله ای بود که وقتی از در هتل بیرون میرفتم میدوید جلو ومیگفت بیبسی بیبسی ودنبال من میدوید برای اوهم چند عددمیوه میبردم ویکبارگفتم بروم ببینم از کجا می آید دنبالش کردم دیدم رفت توی یک حفره نمیدانم به کجا راه داشت در حرم پیامبر صلی الله علیه وآله در مقابل ضریح مطهرایستاده بودم مشغول دعا زن لاغر اندام سیاه پوستی کنارم بود اوهم مشغول دعا  بودکه موج جمعیت همچون امواج خروشان بحرکت درآمد وزن سیاه پوست افتادزیر دست وپای جمعیت منهم نزدیک بودبیفتم من چیزی بزرگ را جلوی پایم حس میکردم بایاری خدا کمی خم شدم ودستم را پایین بردم زن سیاه پوست باسر انگشتانش دست مرا لمس کرد ومحکم چسبید به مچ دستم باور کنید نزدیک بود نفسم بندبیاد هرچه قدرت داشتم فشارآوردم تا آن زن خیس عرق سرد از لابلای جمعیت بیرون آمد حالا افتاده بود روی سر کله من ومرا میبوسید آن لحظه قلبم پرازعشق محمد وآل محمد شد و   ......سکوت


[ سه شنبه 91/8/23 ] [ 2:18 عصر ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

روزها ولحظات با توحرف میزنند اما توآنقدر در گیری ذهنی برای خودت درست کرده ای که متوجه نمیشوی در حالی که اگر فضای سیال ذهنت را از هرچه غیر ضروری است پاک کنی آنوقت خواهی فهمید زندگی یعنی چه انوقت طعم نفس کشیدن دراین عالم را خواهی فهمید شاید باور نکنی اگر بگویم حتی اعضاء وجوارحت هم با توحرف میزنند از توخواهش میکنند ما امانت خدا نزد توهستیم با ذهنیت خرابت ما را نیازار ودست به گناه نزن افراط وتفریط نکن وتومتوجه نیستی تا وقتی که با زنگ خطر درد صدایشان را بلند میکنند وتومی فهمی چه بلاهایی سر خودآورده ای آنهم به ازای چه چیزی از دست دادن فرصتهای طلایی وارزشمند عمر

 

 

 

اثر صدیقه اژ ه ای                                مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ دوشنبه 91/8/22 ] [ 8:52 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

هرلحظه که از عمر ما میگذرد وما در این عالم نفس میکشیم وگام برمیداریمنشانه هایی پیشروی ما قرار دارد که باید با دقت به آن نگاه کنیم  .تا از جاده اصلی منحرف نشویم.در گوشه کنار مسیر ما بساطهای گوناگون وبازارهای فراوان وجود دارد تاجایی کهمانع دیدن ما از توجه به علائم ونشانه ها میگردد.یکی ازاین نشانه ها که درخشش خاص و ویژه ای داردماه محرم وعاشورای حسینی است شما در هر کجای عالم باشی نه تنها به چشم سر بلکه با چشم دل به آن نگاه میکنی ونقش ان حماسه با عظمت دلت را تکان میدهدواشکت جاری میگردد این نشانه معنای عمیق وپیام با عظمتی دارد برای تو وهمه جهانیان برای هرکس که میخواهد عزت وسربلندی وایستادگی در برابر ظلم وستم راسرلوحه کار خود قرار بدهد ودر کرامت انسانی لباس عافیت برتن کند عافیت از شرک وکفر ونفاق امام حسین ع ویارانش بهترین مصداق برای انتخاب مسیر روشن وحقیقی هستند .آنان پرچمداران راه فضیلت وانسانیت هستند اینان راهداران ویاری کنند گان کسانی هستند که هنوز در جاده های انحرافی گم نشده اند هرچند کسانی هم که از هر دین مرام ایین باشندوهرچقدر خودرا به تباهی کشیده باشند کافی است نفسهایشان را پر از شمیم عاشورا کنند آنوقت این راهنمایان انسانیت به سراغشان آمده دستشان را میگیرند واز مسر نادرست گمراه کننده نجاتشان میدهند

               اثر صدیقه اژه ای                         مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ دوشنبه 91/8/22 ] [ 8:42 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

آنچه که تا به امروز مورد توجه وبحت وگفتگو وارایه راه حل مطرح شده است .بازنان مطرح شده وهر کس نسخه ای پیچیده است.در حالی که مردان هم باید مورد توجه قرار گیرند ونباید نقش مهم آنانرا نادیده بگیریم .زیرا بنابر گفته بسیاری از خانمها این همسران آنها هستند که بااعمال نظر از خواهر وهمسر ودخترشان میخواهندکه پوشش اسلامی را کنار بگذارند وبا بدحجابی وارد جامعه شوند آنان علنا دوست دارند که همه به ناموسشان نگاه کنند واین عیب کوچکی نیست برای جامعه مردان مردانی که آتش بیار معرکه شده اند اینان غیرت وحیاو شرم را زیر پا گذاشته اند .مردانی که باید باغیرت وجوانمردی حافظ ناموس  خود ودیگران باشند .اگر روی این مطلب کار بشود ومردان را هم مخاطب قرارداده وعواقب شنیع بی بند وباری وعوارض وخیم بد حجابی همسرودخترشان را به آنان گوشزد نماییم گمان میرود مردان سرفراز این مرز وبوم تکانی خواهند خورد واینقدر تحت تاثیرعوامل بیرونی ورسانه ای ورفیق بازیهای ویرانگر قرار نمیگیرند وبا غیرت مردانه خویش از همسر ودختر واقوام نزدیک خود خواهند خواست تا جهت سلامتی وآرامش امنیت اخلاقی جامعه خود پیشگام شوند .مردان میتوانند نقش موثری ایفا کنند وقتی یک بانوی محجبه باوقار را میبینند اورا مورد احترام قراردهند وبه زنان بد حجاب و...بهایی ندهند مردان میتوانند روح معنویت را در جامعه نهادینه کنند ازهمسر خود بطورجدی بخواهند مراقب نوع پوشش ورفتار خود باشد جلو نگاههای نا درست خود را بگیرند خود نیز لباس عزت برتن کنند آن طور که شایسته مرد مسلمان ایرانی است .مردان پاسدار حریم خانواده هستنداگر خانواده ای خراب شد .بخاطر ضعف ونادانی ناتوانی سرپرست خانواده است   

          ا ثر صدیقه اژ ه ای                مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ جمعه 91/8/19 ] [ 12:15 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

چرا؟ مینویسم نمیدانم تنها میدانم وقتی طاقتم تمام میشود مینویسم تا آرام گیرم مینویسم تا با نوشته هایم تورا خبر دهم که کسی هست که صدای قلبشرا در جان کلام برای ابراز دوستی وحفظ ارتباط روح ملی ومذهبی وسربلندی شکوه بتوهدیه میکند بدون توقع وانتظار مینویسم تا لحظه های با شکوه بودن را با هم جشن بگیریم من وتو کجای کاریم چرا؟در خستگیها گم شده ایم چرا؟از هم بهانه جویی میکنیم من وتو در می آوریم بچه بازی در می آوریم همه ما هستیم ما وقتی ما .هستیم همه در چشم هم عزیزمیشویم قدرت تحملمان بالا میرود.دنیایمان زیبا میشود بیاد داشته باشیم در رهگذر عمر همه مسافریم ومن مینویسم نه تنها برای تو برای آنانی که هنوز متولد نشده اند

اثر صدیقه اژ ه ای       مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ سه شنبه 91/8/16 ] [ 8:22 عصر ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

از ابتدای خلقت تا کنون کسی به مثل ومانند تو خلق نشده توتنها شخص منحصر به فردی .اهمیت تو جایگاه انسانی توست .خودت را دست کم نگیر .مثل تودر هیچ کجای عالم پیدا نمیشود .از شکل ظاهر گرفته تانوع تفکر سلیقه ذایقه. تن صدا نوع رفتار وکردار توموجود بی همتایی.تونقطهای از کتاب آفرینشی خداوند تورا انشاء نمود تا توخود املائ موجودیت خود را بنگاری کیستی چه میخواهی دنبال چه هستی .طوری املائ خود را بنگار که بدون غلط واشکال باشد این املائ سرنوشت تورا رقم میزند از حالا به بعدتوشاگرد آفرینشی حواست باشد. با هر نفس وقدم آموزه هایی پیش رویت قرار دارد.چشمهایت را بازکن گوشهایت را بیدار نگهداراز وقتی گام دراین عالم نهادی نخستین گام بودن خود را برداشتی حالا کجای راهی من بتومیگویم برای تداوم راه عاشق باش تا سر زنده وباشوق بمانی تا نمیری مرده متحرک نباشی اما عاشق چه.چیز . خودت به گرد وبه فهم وبروپیدا کن .

      اثر صدیقه اژ ه ای   

                                                                 مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ سه شنبه 91/8/16 ] [ 8:9 عصر ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]
   1   2      >
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 97
بازدید دیروز: 128
کل بازدیدها: 686733