سفارش تبلیغ
صبا ویژن
سفارش تبلیغ
صبا ویژن

قطره و دریا
 
قالب وبلاگ

این یک حقیقت است نامه هایی که تاکنون نوشته ام نه لای گل پیچیده ام نه درآب روان انداخته ام نیازی نبوده است در تمام سختی ها . مشکلات عدیده وپیچیده ای  که برایم پیش می آید وضو میگیرم نماز توسل به ایشان میخوانم واز ته دل وتضرع در برابر باریتعالی نامه ام را مینویسم در دفترباامید وتوکل بخدا بعداز چندی که نوشته هارا مرور میکنم

باتعجب می بینم مشکلاتم حل شده است .به حاجتم رسیده ام البته اشتباه نشود قصد خاصی درنوشتن آن در وبلاگ ندارم

تنها از این طریق میخواهم شکر این موهبت عظیم ونعمت بزرگ عشق به امامت ولایت ائمه اطهار را ابراز کنم

به کسانی که منکر میشوند وباورشان ضعیف است بخدا قسم که مهدی فاطمه عجل الله حاضر وناظر بر اعمال وکردار ماست

بخدا قسم دوست تر از اودر عالم برایتان وجود ندارد

او منجی است نجات دهنده حتی در پشت پرده غیبت اوحضور است

شاهد. من وتو هستیم که با اعمال ناپسنداورا ناراحت می کنیم

او برای ما دعا میکند ومیخواهد مارا براه مستقیم سعادت برساند

وما اورا نمی فهمیم

وقدر او را نمیدانیم بخدا قسم در همه مشکلات با آن همه دشمنی های جهانی تنها اوست که مارا یاری نموده

غیبت او بخاطر گناهان مااست وبی توجهی به اعمال شایسته ای که باید انجام بدهیم

313نفر یار او کجایند

چقدر دل اورا با گناهانمان مکدر میکنیم

ومن ایمان دارم همه امور عالم بدست توانای اوست

.کلید نجات بشر از ظلم شرک کفر به اذن خدا با اوست اومهد عدالت است عصاره همه زحمات ورنجهای انبیای الهی است

.وقسم بخدا که نامه من بی جواب نمانده است

باز هم میگویم گره کارم باز شد ه است

نامه ها را دارم باتاریخ وخدا کند به من وهمه ما خداوند حیات طیبه عطا فرماید

به حق مهدی فاطمه عجل الله وهمه شمایی که متوسل به ایشان شده اید بی جواب نماند ه اید ومن مشکلم را نوشته ام بخاطر این که نوشتن ملکه کار من شده است .وقلم سخن گوی اندیشه من است

                                                   مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی.


[ یکشنبه 93/3/18 ] [ 12:0 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

برنامه ویژ ه انجمن به مناسبت نیمه شعبان سال نودو سه

1-انتشار تکثیر نشریه با موضوع انتظار

2-همایش ختم قرآن کریم جهت ظهور امام زمان عجل ا..

3-4-همایش دعای فرج 

5- سروده شعرای با موضوع شعر انتظار

6-رسیدگی به امور افراد نیازمند 

7-دریافت نذورات 

8-توزیع گوشت نذری به نیازمندان آبرومند

                                         مسئول انجمن صدیقه اژ ه ای


[ شنبه 93/3/17 ] [ 5:22 عصر ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

مرا شیدای خودتا آفریدی                میان آب وگل .گلپروریدی

کنارم خارها وسنگ بسیار         بدست خود تونازم راکشیدی


نخواهم باغ وبر یارم توباشی   بهشت وعیش بسیارم توباشی

ندیدم غیر روی تو نکو تر....      گل خوشبوی گلزارم توباشی


                                                      اثر صدیقه اژ ه ای

                               مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ شنبه 93/3/17 ] [ 12:0 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

از هر نظر که نگاه کنی وبسنجی اگر اهل تدبر تلاش باشی خواهی دانست که هر لحظه غنیمتی است نباید آن را از دست داد باید از آن بهره جست چه درامور مادی ومعنوی.

بسیاری از مردم که عقب مانده بشمار می آیند .از جمله کسانی هستند که کار امروز را بفردایی که نامعلوم است وا می گذارند

در حقیقت تنبلی وسهل انگاری می کنند

اینان زیر بار مسئولیت پذیری نمی روند

قدرت تصمیم گیری شان ضعیف عمل می کند

شد.انجام می دهند نشد. برایشان مهم نیست.

در حالی که اگر توانایی های خود را بکار بگیرند  پویاتر وفعال تر عمل میکند

 بسیاری از امورازاداری گرفته تا تدبیر منزل وسیاست مدن وغیره به نحوی دچار سهل انگاری شده وفردا هم با تغییر سلیقه های مختلف دچار تناقض شده وکاردرستی که باید انجام بشود شکل نمیگیرد

همین مسئله بهداشت محیط زیست پیشگیری از قاچاق وباندهای بزهکاری بدحجابی سالها حرف میزنند ولی کاری اساسی وبنیادی انجام نمیدهند مسایل بسیاری هستند که فقط به همت عالی وتصمیم گیری جدی نیاز دارند 

اگر تصمیمی درست است همین امروز به اجرا بگذار.گلدانی که امروز تشنه است همین امروز آب بده فردا از ریشه خشک می شود. علفی که امروز باید حرس شود همین امروز این کار را انجام بده فردا ریشه دارتر وپیچیده تر می شود

اگر قلبت درد گرفت همین امروز برودکتر ممکن است فردا دیر باشد.

اگر خریدی برای امور زندگی نیاز داری همین امروز انجام بده

اگر تحقیقی  وپژوهشی را باید انجام بدهی همین امروز انجام بده 

اگر اهل خیر هستی همین امروز کار خیرت را انجام بده .از کجا میدانی فردایی هست و...

                                                       مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی



[ جمعه 93/3/16 ] [ 12:0 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

خاطره ای بیاد ماندنی از آیت الله میرزا محمد حسین اژ ه ای 

از دوران طفولیت تا چهارده سالگی بهترین دوران عمرم را در کنار ایشان طی نمودم 

مهمترین شاخصه ایشان عبودیت وتبعیت از سیره ائمه اطهار ع بود 

از زمان کشف حجاب خانه خویش را مرکز رسیدگی به امور دینی مردم قرار داد در خانه بروی مردم باز بود

از مال شبهناک سخت پرهیز میکردمن از کودکی باحرام حلال واهمیت نماز آشنا شدم

.سادگی را سبک زندگی خود قرار داده بود

از تجمل گرایی بیزار بود.همیشه من در کنار دست ایشان می نشستم برایم از قرآن میگفتند

وقتی سواد آموختم مرا صدا میزدند .

کتاب برایشان بخوانم. می گفتند چشمهای توبهتر می بیند وگاهی من معنای آن را متوجه نمی شدم

واز سر کنجکاوی سئوال می کردم وایشان توضیح در حد فهم من می دادند

.خواهرانی داشتند که هر هفته بدیدارشان می آمدند وپدر بزرگم تا در را میزدند به من میگفتند فلان عمه ات آمده بانام میگفتند ومن وقتی در را باز میکردم تعجب میکردم

درست گفته بودند

.من وپسر عمویم دکتر جواد اژه ای نوه های اول دوفرزند ایشان بودیم

بیشتر روزها بخصوص عصرها لب ایوان جلوی اطاق ایشان می نشستیم وپدر بزرگم مارا صدا میزد تا استکان چای نبات را که برایمان ریخته بود برداریم

نگاه نافذ وسر شار از روحانیت ایشان دل کوچک مرا می برد شبها سرم را روی بالش پر کوچکی که داشتم در کنار سرشان می گذاشتم وبه قصه های مادر بزرگم گوش میدادم

اما گاهی شبها بیادمادر جوانم گل زندگیم چند قطره اشک از گوشه چشمانم جاری می شد تا بخواب بروم 

پدر بزرگم بزرگ خاندان و ازمشاهیر معارف الهی بودند

 ومن از کودکی نماز می خواندم بیاد دارم یک شب برفی وسرد زمستانی آن شب برق خانه رفته بود پدر بزرگم در تاریکی نور چراغ لامپا به نماز ایستاد من هم با آب کتری وضوگرفتم تا نماز بخوانم چادر نمازم آن طرف خانه قدیمی بزرگ بود از ایشان خواستم بامن بیایند بروم چادرم را بیاورم به من گفتند امشب تاریک است فرشته نمی بینند همین طور بایست نماز بخوان قبول است


ومن باور کردم وفردا فهمیدم چون حیاط یخ بسته وتاریک بود برای این که زمین نخورم این را گفته اند

کلی همه ما خندیدیم من هفت سال بیشتر نداشتم

.پدرم احترام خاصی برای ایشان قایل بودند هرگاه از راه می رسیدند اول سراغ پدر ومادرشان می رفتند حال واحوالشان را می پرسیدند

چهل هفت سال پیش سوم شعبان ایشان دارفانی را وداع گفتند اما لحظه احتضار چند روز تب کردند وسه بعد من وپدرم پسر عمویم ومادر بزرگم در کنار بسترشان بودیم اول این که دایم ذکر می گفتند خدارا خدارا در نظر آرید نماز را بپا دارید کسی که کاهل نماز است بدیدن من نیایدآن شب از غروب بعد از نماز حالشان سختر شد هواسرد بود پدرم آب تربت به ایشان داد تا سحر گاه یک مرتبه گفتند. چرا ؟نشسته اید بلند شوید چهارده معصوم تشریف آوردند همه بلند شدندبوی عطری در فضای اتاق پیچید

دلم مثل قلب کوچک گنجشکی به تپش افتاده بود . پدرم زیر بازوی ایشان راگرفت وبعد من از اطاق خارج شدم با نگرانی خواب عمیقی مرا فرا گرفت صبح زود بود که با صدای گریه پدرم وبیدار شدم پدر بزرگم به ملکوت اعلی سفر کرده بودجسم بی جان اورا دیدم مثل این که بخواب عمیقی فرورفته بود بوی عطر هنوز به مشام میرسید پسر عمویم گفت بما گفتند وقت نماز صبح است بروید نماز بخوانید مارفتیم نماز خواندیم وبرگشتیم ملافه را روی صورتشان کشیده بودند وتمام کرده بودند

آنروز روز سختی برای ما بود عزیزجانمان سفر کرده بود ومن دومین عزیزم را از دست داده بودم.وحالا شبها برای دونفر اشک می ریختم تا بخواب بروم .تاهفت روز در مساجد اصفهان مراسم داشتیم بسیاری از مردم حتی یهودیان در مراسم ایشان شرکت کردند

وچند خانم آمدندگفتند ما مریض بودیم نیت کردیم با پای پیاده حاج آقا را تشییع کنیم تا شفا پیدا کنیم وخوب شدیم مادر بزرگم میگفت یکبار در همین دیدارهایی که آقا با مردم داشتند دیدم مردی التماس میکند بلندبلند گریه وآقا به اوجواب نه می گفتند تعجب کردم وقتی از نماز جماعت برگشتند گفتم این بنده خدا چه مشکلی داشت گفتند ایشان مرد بسیارمتمولی است که همسر وفرزند فامیل ندارد از من میخواست قبول کنم اموالش را اجازه بدهم به من ببخشد پرسیدم

چه داشت گفتند املاک فراوان صندوقچه ای پر از طلا ویک گونی اسکناس مادر بزرگم میگوید

خوب آقا این که گناه نداشت ما هم که دست وبالمان تنگ است میخواهیم این دوپسرا زن بدهیم قبول میکردید حاج آقا ناهار نخورده از سر سفره بلند می شوند ومیگویند بچه های من خدا را دارند این مردیک فامیل درو در تبریز دارد

مادر بزرگ نقل کردند تا دوهفته با من حرف نزدند که چرا ؟این توقع را ازایشان داشتم

نظم پاکیزه گی ایشان را بخاطر دارم سر سفره حرف نمیزدند دوزانومی نشستند ومی گفتند به نعمتهای خدا نباید بی اعتایی کرد.به غذا خوردن کسی نگاه نمی کردند

و...روحشان شاد با صلوات برمحمد وآل محمد

                 مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ دوشنبه 93/3/12 ] [ 12:0 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

امیال بخودی خود بد نیستند .از امور پسندیده بشمار می روند.

آنچه که بد است سوئ استفاده از آنهاست.

انسان برای رسیدن به مر حله خود شکوفایی باید بتواند به امیال خویش پاسخ مناسب بدهد .

پاسخی منطقی وعقلانی در حد تعادل. از زیاده خواهی وکجروی ابائ نماید .

 

در عصر حاضر با تحریکات وسایل ارتباط جمعی ورسانه ای راه سوئ استفاده ی بیمار گونه ومسری را به جوامع بشری باز نموده

ومردم .بخصوص نسل جوان را به سمت سقوط اخلاقی سوق میدهند

بدینجهت

زمینه پرورش امیال معنوی وانسانی کم رنگ شده است ومردم توجه چندانی به آن ندارند

بیم آن می رودانسانیت در سراشیبی سقوط اخلاقی قرارگیرد.

نا آگاهی تا جایی پیش رفته که مردم باامیال فطری خود بیگانه شده 

و راه تعدیل وبهرمندی از آن را نمیدانند.

آنان نمیدانند چگونه از این موهبت الهی بهرمند گردند.

همانند غواصی بی تجربه هستند که خذف را به جای صدف صید میکند وجز نامرادی چیزی عایدش نمیگردد

بهترین روش برای پرورش امیال این که آنها را شناسایی نموده.

مورد بررسی قرار بدهند .وبرای بکار گیری آن تلاش نمایند

 

امیال بخودی خود دارای درجاتی هستند

وکار برد هر کدام با هم متفاوت است

میل بخوردن وداشتن امکانات مادی وبهره وری از نیازهای جنسی 

چنانچه با نگرش انسانی ومنطقی وعقلی همراه باشندمی توانند

در رسیدن به کمال والای انسانی ما را یاری بدهند

نا گفته نماند نقش دین  در این راستا تعدیل امیال است.

نه تحریم .تخریب .تهدید نه تحمیل

 باید بیشتر به آن توجه نمود

واز آن بهرمند گردید                                           مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی 


[ شنبه 93/3/10 ] [ 12:0 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

تودائم با منی به من نگاه میکنی دوستم داری هرچی خواستم برایم فراهم نموده ای 

توعاشق منی ومن چه آدمی باشم .نا آدم هستم اگر به حرفت گوش نکنم

نخوام جواب این همه خوبی رحمت ونعمت را نادیده بگیرم

اونم وقتی دعوتم می کنی صدام میزنی طنین صدای دعوت نامه ات توفضای عالم می پیچد الله اکبر و...حی علی الصلو ت حی علی  فلاح خیر حی ..خیرالعمل

من چه آدمی باشم

که قدر این همه خوبی رانشناسم

وضوئ نگیرم وبه نماز در برابر عظمت شکوه بی پایان تونایستم

و اظهار بندگی نکنم واقعا خیلی پرت هستم 

توهیچوقت تنها نیستی ومن هم همینطور مگر این که از سر نادانی به سمت غیر تورو کنم وغافل بشم 

اونوقت صدام توعالم گم میشه

تو نگاهت را از من برمیداری رهام میکنی واونوقت یوم تبل السرائر

خدایا از این که توقلبم محبت تورا دارم احساس امنیت میکنم

خوشحالم امابازم می ترسم ....

خدایا از این که من را برای خودت آفریدی ممنونم

خدایا خیلی دوستت دارم

نظرت را از من نگیر من ازت میخوام فقط تو.به من نگاه کنی.

نه چشمهای نادرست خائن وگناهکار آدمها .من به نگاه آنها نیازی ندارم تا تورا دارم 

 اثر صدیقه اژ ه ای                     مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ جمعه 93/3/2 ] [ 12:0 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

بزرگترین دروغ این است که کسی چیزی را بخودنسبت بدهد که نیست .

من این کار را میکنم یاانجام دادم اما درحقیقت انجام نداده است .

وگاهی برعکس گفته خود عمل کرده است.

                                                                مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ پنج شنبه 93/3/1 ] [ 10:46 عصر ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

تا بیکرانه های عاشقی سفر خواهم کرد .در این سفر تنها شوق دیدارتو با من همراه است .

طنین نجوای عاشقانه در گوشم زمزمه شیدایی را سر داده است من بی تو مبادا -منی که بی توبماند.

در لایه های خفن زیستن فسیل میگردد.

مبادا. بی تونفسهایم تازه شود.

تا تو.با. منی عشق .شور.امید واحساس آسمانیم

خستگی برایم بی معناست

بیا که درشب خیالم تواز همه درخشانتر وزیباتری هیچ کس راهمانند تو نیافتم

وبه عظمت شکوه اقتدار توندیدم

توآنی که وجودمرا تسخیر خود نموده ای

ومن آنم که با تمام وجودم محوجمال دلارای تو .شده ام

تاجایی که درخواب هم وباتپش قلبم وضربان نبضم تورا نزدیکترین ها بخود میدانم

.وسرود عشق وشیدایی تورا می سرایم

توهمه چیز منی ومن تسلیم خدا کند. باشم من عبدم .

                                                               مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ پنج شنبه 93/3/1 ] [ 12:0 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

در رصد خانه فرهنگی اوضاع احوال جالب نیست .طوفانهای وارداتی باروش اندلسی در فضای فرهنگی به چشم میخورد .جو به ظاهر روان وآرام اما زمینه برای بی بند وباری اخلاقی در حال شکل گرفتن است 

این بار چون نویسنده قصه وداستان شعر نیستم گزارش رصد شده را جهت توجه ارایه میدهم 

 

                                                دیده بان فرهنگی 

                                                                               مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ چهارشنبه 93/2/31 ] [ 12:0 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]
<      1   2   3   4   5   >>   >
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 5
بازدید دیروز: 283
کل بازدیدها: 743432