سفارش تبلیغ
صبا ویژن
سفارش تبلیغ
صبا ویژن

قطره و دریا
 
قالب وبلاگ

 

  ای ایرانی خودت باش

. ای ایرانی بی ریا. بی دروغ .بی نیرنگ. بدون سرب وخرده شیشه باش 

  ای ایرانی تونه عربی نه غربی  نه هندویی نه بودایی نه یهودی نه نصرانی

   تو هستی ایرانی. ایرانی

   مسلمانی .تسلیم توحید وعبد خالق رحمانی

   تواز نسل سلمانی

   توپاکی  نیکوایمانی

    بیدار باش .بیدار باش

    تو.لایق دلدار  باش 

    تو.ستاره ثریایی هفت آسمان را به زیر بال  علم دانش خود در نورد

    زمین را بنور انسانیت خود زینت بخش تو می توانی ویقین دارم توانایی .

    رنگ خودت را با دیگر رنگ ها میالای

    از مغز گندمی که خود تولید میکنی غذا بساز

    به داشته های خودت متکی باش

    تا بکی از خویش بیگانه ای

    توگنج گوهر خیزی هستی

     که اگر قدر خود ندانی

بیگانگان بتو دست یابند.

مطمئن باش همه چیز را از تومی گیرند

وتونمیدانی در عرصه جهانی که هستی.

محکم بایست بلند سخن بگو وبا اگاهی قدم بردار

وبا قلبت بنویس با قلبت اختراع کن

اهل فکر باش ومرد عمل 

ایرانی زیرک باش ساده مباش 

طعمه برای بیگانه مباش 

مگذار انقلاب وفرهنگ وهویت ملی ومذهبی تورامصادره کنند ایرانی شهیدان چشم براه عملکرده تو هستند رو سفید باشی عزیزم همیشه 

                                               مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی 


[ دوشنبه 93/9/10 ] [ 12:0 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

آدمها با هم متفاوت هستند. نباید از همه توقع داشت که یکسان فکر کنند وهمسان بیندیشند .

هر انسانی برای خودش جهانی پر رمز وراز است دنیای مخصوص بخود دارد

.در دنیای باورهای خویش گرفتار است .

هیچ کس نباید تعجب کند از این که فرزند یا خانواده یک عالم مجاهد ومبارز علیه رفتار وکردار وباورهای آن عالم عمل می کند هیچ کس نباید این را برای آن عالم نقطه ضعف بداند گفتم عالم منظورم همه مشاهیر وبزرگان است در هرکجای عالم 

انسان موجودی قابل تغییر است وگاهی اگر تربیت ومحیط  هم درست است اما در اثر عواملی همچون دوستان وجامعه غیره فرد ضعیف النفس تحت تاثیر قرار میگیرد

هزاران عوامل در شخصیت انسان تاثیر گذار هستند 

انسانهایی که موهبت تولد در خاندان بزرگ وباشخصیت دینی وعلمی را یا فته اند باید هم قدر وشان خود را بدانند هم به آن ارج نهند تا جزئ ضعیف النفس ها وانسانهای کم خرد به شمار نیایند 

چه بسا افرادی که در خانواده ای تولد یافته اند وبزرگ شدهاند که از نظر رفتاری وباورهای دینی واخلاقی هیچ بوده واین فرد با شناختی که کسب نموده همه تلاش خود را می کند تا از منجلاب نادرستی ها خود را نجات بدهد وانسانی بزرگوار گردد این افراد کم نیستند وچه بسا عالم زاده هایی که در اثر نابخردی از منزلتی که داشته افول نمودند

اما سخن پایان این که ما در جامعه انسانی با همه فراز وفرود ها زندگی می کنیم انسان  موجود پیچیده ونا شناخته است بیاد داشته باشیم آدمها را تک تک با خودشان به سنجیم 

اگر بزرگان ما فرزندانی نادان دارند این را به حساب آنها نیاوریم 

شخصیت آنها را بزیر سئوال نبریم 

بیاد داشته باشیم بیماری تنها جسمی نیست ؟بیماری روانی .بداخلاقی .اجتماعی و...

                                                                        مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی

 

 


[ جمعه 93/9/7 ] [ 10:29 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

   

ایکاش سازمان تبلیغات اسلامی بیشتر به تربیت مبلغ دینی همت می گماشت وبرنامه تدوین شده وحسابشده مرتبی را به مبلغان ومداحان ارائه می داد .در عصر حاضر که جمعیت بزرگ اسلامی وبخصوص شیعیان توجه به مبانی دینی وبرپا داریروضه خوانی را از روی علاقه ونیت پاک پی گیری کرده وتداوم بخشیدهاند متاسفانه با مسایلی از نظر مداح وسخنران غیره.مواجه گردیده .که باعث دل نگرانی میگردد .بخصوص در بخش خواهران عده ای به صرف داشتن صدای خوب ورو دار بودن به جای دل سوزاندن ومعتقد بودن به سیره عملی ورفتاری اهل البیت ع در پرتو نام آنان برای خودشان در ودکان باز کرده ونرخ گذاری می نمایند.

برای خواند روضه تنها بیست هزار تومان در کمتر از یکربع برای خواندن ختم یاعلی بیست هزار تومان برای یکساعت سخنرانی که نصف آن تبلیغ برای جاهایی است که میرود  نموده وشاید حرف مفید آن کمنتر از چند دقیقه نباشد .وبدتر این که خود میگوید اباعبدالله همه چیزش را در راه خدا واحیای دین جدش داد واین خانم یا آقای سخنران ومداح میخواهد همه چیز ازین راه بدست آورد.

توکل برخدا اخلاص در عمل برای آنان مفهومی ندارد و .علنا میگوید من پولی که می گیرم هزینه حنجره ام می کنم.دریغ وافسوس که که بنده خدا دارد با معامله گری تنها به صرف در آمد مادی کار می کند

او مگر نمیداند که عطای امام حسین ع با هیچ در آمد مادی وپولی قابل مقایسه نیست .البته من نمی گویم هزینه ای پرداخت نشود سخنم این است که مداح یا سخنران نرخ گذاری نا معقول نکند

حنجره و صدایی که افتخار روضه خوانی را پیدا کرده با  پول نفروشد.

اما ناگفته نماند که سالهاست با این مشکل مردم در گیر هستند

وهیچ کاری اساسی از طرف مراجع ذی ربط نشده واگر هم انجام شده باشد کافی نیست

هر کس بخود اجازه میدهد پا در این عرصه مقدس ومهم بگذارد وچه بسا اندیشه وافکار پوچی را به مردم القاء نماید 

                                             مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ جمعه 93/9/7 ] [ 12:0 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

هر نویسنده وفیلمساز ایرانی باید به  هدف وپیام فیلم خود توجه داشته باشد 

در نظر داشته باشد کیست ؟در کجای دنیاست. ودر مقابل او چه کسانی هستند. با چه دست آوردهای فنی تکنیکی علمی به صحنه آمده است .این را بداند که هر ملتی دغدغه آرمان وفرهنگ خود را دارد.

تولیدات سینمایی وتلویزیونی آنان مطابق خواسته های آنان است .

سعی دارند خواسته هایشان بدنیا عرضه کنند

 از نظر محتوی فیلم دنبال آنان دویدن خطاست.

اما تکنیک وفن آوری را باید آموخت واز آنان پیشی گرفت

مطلب دیگر این که در زمینه مسایل فراتر از صحنه حوادث وجنایت. خیانت همسران.دروغگویی فساد.اجتماعی باید گام بردارند 

از ین نگاه باید عبور کنند به مرحله بالاتری دست پیدا کنند 

با ساختن ونوشتن پرداختن کمک به خیل عظیم جامعه انسانی کنند.

تا راه رشد تکاپو وتلاش را بیابد .نه این که پایان فیلم بی سرو ته باشد یا بی سرانجام تلخ

وقتی به فیلم کلید اسرار نگاه میکنیم

از سوزه های ساده نکته های آموزندهای را نمایش میدهد.

ارزشها را مطرح می کند. این فیلم کلی اثر در اخلاق ورفتار مردم خواهد گذاشت.

ما نباید منتظر بنشینیم بیگانگان بیایند ارزشهای ما را بیان کنند

شما در دریایی از سوژه ها ناب  وارزشهای سازنده هستید

منتها توان وقت گذاری واندیشدن وعمل کردن به آن را در خود نمی یابید 

وقت وهزینه صرف می کنید که بگویید فلان زن به همسرش خیانت کرد که چه تبلیغ منکر می کنید فیلم  کدام پژ وهشگر فعال را نشان داده 


                 مطلب ناتمام                   مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ جمعه 93/9/7 ] [ 12:0 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

آخوند. ملاعباس پیرمردی بود که توی خونه ها می رفت. روضه هفتگی میخوند 

در هرماه یک تومنی به اون میدادن بعضی ها هم تا تا پنج ریال اون اعتراضی نداشت هیچوقت برای کاری که انجام میدادنرخی تعیین نمی کرد در بهار وزمستان حتی توی برف وبارون هم سر وعده روزی که داده بود میرفت در قدیم در خانه ها بکوب داشت وبعد هم زنگ همین که در را یکی از اعضای خانه باز میکردیاالله میگفت اون همیشه سوار الغ می شد تا چندتا محله میرفت عمامع سفیدی به سر داشت.جالب این بود که منتظر مستمع هم نمی شد دوزاند دم در اطاق می نشست اول از همه سلام به امام حسین میداد گاهی روضه سقای کربلا را میخوند موسی ابن جعفر امام حسن مجتبی وهر وقت توخونه یکی بیمار می شد متوسل به امام سجادع  روضه علی اصغر رقیه س را میخوند

آخوند.خیلی بی ریا وساده بود

هر کی توخونه همانطور که مشغول کارش بود گوش میدادگریه میکرد.و با دعاهای آخوند ملاعباس آمین می گفت .

مردم اون را باورش داشتند می گفتند وقتی توی خونه ما نام امام حسین ع واقعه کربلا بیاد خدا به رزق وروزی ما خیر وبرکت میده بعد از این که روضه را میخوند باصدای بلند میگفت خدا حافظ ومی رفت صدای چرخش پاشنه در.بهم خوردن توحیاط می پیچید 

سادگی -بیریایی- کم توقعی کجا وجریانهایی که بنام عزاداری دارند ....اخلاص کجای آن قرار دارد .نرخ های بالا شرط گذاشتن چشم هم چشمی هاافراط وتفریطها 

نحوه مداحی اشعار نادرست لهو ولعب با حرکات ریتمیک  نمادهای من در آوردی پشت سر انداختن روضه خوانی سنتی فقدان شناخت شرایط

واحکام صحیح عزاداری ها و..

                                            مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی.

                                                    



[ چهارشنبه 93/9/5 ] [ 11:6 عصر ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

سلام برسه ساله مظلوم سلام برسه ساله محروم سلام برسه ساله یتیم مغبون سلام برسه ساله آواره سلام برسه ساله اسیر سلام برسه ساله خرابه نشین سلام برقلب کوچک وداغدار تو سلام برقطرات اشک های بی مهابای تو سلام برعزیزدردانه حسین ابن علی ع سلام برعمع سه ساله امام زمان عجل الله سلام برلبهای تفتیده وجگر عطشان تو سلام به لحظه های انتظاری که چشم براه عموی سقایت بودی سلام به خواهر کوچک امام سجاد سلام بربازوی کبود ودامن سوخته ات سلام به عمع عمه جان گفتن در وقت پریشانی سلام برپاهای کوچک ومجروحت سلام به دل آسمانیت تو یک شب دیگر مهمان خرابهای ای غوغای جانسوز جگر خراش در شام تار ای بلبل خزان دیده که گل سرخت را گم کردهای وناله سر دادهای بابا بیا که از غم تو آب می شوم آتش گرفته ایندل وبیتاب میشوم 

رقیه جان ای شاهد رنجهای طاقت فرسا چه کشیدی تواز جور اشقیاء بیهوده نیست این همه کرامت که داری شفا میدهی گره می گشایی حاجت برمی آوری دل می سوزانی همه عاشق توهستند منم مرید جانباز  

صفای جان مایی یا رقیه عجب مشکل گشایی یارقیه 

در طول خادمی تو.ای عزیز فاطمه ندیدم کسی را که بتو متوسل گردد

وتوبا دستان کوچکت گره کارش را نگشوده باشی دل کوچکت طاقت ندارد 

ای خدایی ترین بنده سه ساله خدا

سه ساله بنامی که مریم زمانی معصومه دوست داشتنی شهیده مطهره 

ستاره شام در هم ریزنده بنای کج کاخ ظلم بنی امیه درود خدا ومحمد وآل محمد برتوباد 

افتخار خادمی تو در هردوسرا مرا بس است این را. بخاطر دل عاشقم  تا پایان عمرم برمن مستدام بدار

ای صالحه ی نیکو نهاد 

                                                مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ سه شنبه 93/9/4 ] [ 12:0 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

غرب در افول وغروب اندیشه های ضد بشری خود قرار گرفته است هزار وچهار صد سال پیش قرآن کریم سر گذشت تمدنهای استکباری نمرود وفراعنه را بیان نموده است سر انجام آنان را به پیش چشم بشر آینده آورده است

اما دریغ ودرد که این بشر خیره سر خود خواه در توهم خیالات باطل ونفسانیات شیطانی خود گرفتار آمده است

.به نظر میرسد

اگر دولتهای غربی ومردمشان به قرآن کریم مراجعه میکردند وسرنوشت جوامع مختلف را مطالعه نموده وبا آثار زنده ای که از اکتشافات دانشمندان بدست آورده اند

حقیقت گفته های قرآن را باور می کردند.

جوامع بشری به سر نوشتی متعالی راه پیدا میکرد

ونجات می یافت.

بیگانگی مسلمین وپشت سر قرار دادن دستورات الهی باعث همه گرفتاریهای جهان امروز شده است تغافل در عرصه های معرفت دینی ورهانمودن مغز دین وچسبیدن به پوسته آن همه را به سمت پیچ های خرد وکلان سوق داده است

اگر غرب این را میفهمید که مردم دنیا در حال بیدار شدن هستند وهیچ انسانی حاضر نیست تن به زیر بار  زور گویان بدهد شاید تغییری اساسی در نگاه غبار آلود خودمیداد وخودش را از منجلابی که درآن غوطه ور شده است نجات میداد 

وقتی به شیطان میگویند سجده کن تن به فرمان خالق خود نمیدهد وتنها روی داشته های ناچیز خود وعبادت پوچ خود تکیه می کند ومنم می کند .دماغش بخاک مذلت مالیده وبه خسران گرفتار میگردد

امید که روزی  نه چندان دور استکبار جهانی به ذلتی خوار کننده گرفتار آید.

                          مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی

                                       


[ دوشنبه 93/9/3 ] [ 12:0 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

              بسم الله الرحمن الرحیم 


نام توزیباترین نامهاست   عشق تو شور آفرین روانهاست

بانام تو.ز.ازل جان گرفته ام

 من کولی ام ز.عشق توسامان گرفته ام 

فردا که هست دارمکافات درعمل 

از تابش فروغ توایمان گرفته ام 


وقتی کنار توام شاد می شوم 

از درد رنج وغم آزاد می شوم 

هرلحظه ام بهشت برینی است غرق نور 

ویرانه ام بیاد تو آباد می شوم 

من کیستم؟ غزل ناب عشق وشور 

شیدایم وز.شهد تو فرهاد می شوم 

در بیستون هستی خود نقش میزنم 

نقشی که بر.حقیقت ایجاد میزنم 

باظلم جور وستم در ستیزه ام 

آزاده ام که تیشه به بیداد میزنم 


    من عاشقم بخدا .  اشک چشم من

     تا لحظه های آخر عمرم بهار باش

     ای شعر ناب عصر دل انگیز آذری

     در شرق و غرب جوشش صد چشمه سار باش



     بانوی ایران زمینم. چشمه ساردانشم    مظهر آزادگی فررو کار وکوششم    

     در تمام شعرهایم هست نور زندگی   از پلیدی های عالم هم نمی آیدخوشم                

            اثر صدیقه اژ ه ای     مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی     


[ دوشنبه 93/9/3 ] [ 12:0 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

ایران را دوست دارم .بخاطر اذان هایش بخاطر شهدایش بخاطر دانشمندان ورزشکاران قهرمانش به خاطر مردان غیور به خاطر زنان قهرمان پرور به خاطر خیرین نیکوکاران فراوانش به خاطر علماءو فقهای جهاد گرش به خاطرحضرت  روح الله بخاطر رهبر فرزانه اش به خاطر دانش پژ وهان نیک پرورش به خاطر سیاستمداران با تدبیر وآزاد منشش به خاطر پزشکان زحمت کش واساتید جانپرورش به خاطر اقوام مختلف وخورده فرهنگهای زیبایش به خاطر میراث فرهنگی غنی اش ایران را دوست دارم به خاطر پرچم سه رنگش وآرم زیبای حک شده بر رویش ایران را دوست دارم به خاطر سر بازان بسیجیان فرماندهان غیورش ارتش فدا کارش کشاورز پر توانش عشایر غیورش ایران را دوست دارم به خاطر لهجه های شیرین اصفهانی بانمک یزدی گرم کردی متین تهرانی وآذری جذابش ایران را دوست دارم به خاطر کارگران فعالش وتاجران با انصافش ایران را دوست دارم به خاطر محرمنامه های جانسوزش به خاطر نوروز باستانیش ایران را دوست دارم به خاطر گلهای سرخ کاشانشایران را دوست دارم به خاطر هنرمندان متعهدش دانشجویان پزوهشگرش انرژی هسته ای اش ومحققان سخت کوشش ایران را دوست دارم به خاطر زاینده رود زیبایش 

ایران رادوست دارم بخاطر مساجد فیروزه ایران را دوست دارم به خاطر روحیه خیر خواهی مردمش زره زره ایران زره زرهی جان من است وکتاب آتش مهر وگلشن سحر ودیوان صهبای عشق جوشیده ازتراوت سرزمین محبان علی ابن ابیطالب  ع  ایران من است 

ودراین غروب آذری از خالق هستی درخواست سر بلندی این مرزوبوم را با نظام مقدس اسلامی ایرا ن در پرتو ولاین خواهانم خدایا زبان اندیشه دشمنان ایران زمین را از آسیب رساندن منحرف گردان ودعامیکنم کور وکرشان گردان تا گزندی از آنان به کشور عزیز ما نرسد   

                             مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی


[ دوشنبه 93/9/3 ] [ 12:0 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]

از بچگی وقتی قصه نمکی را می شنیدم با خودم می گفتم راستی از عجب قهرمانی بوده با این که هنوز کوچک بوده چطوری آقا دیو را دود کرد توهوا چطوری کلید زیر زمین را از کمر آقا دیوه باز کرد.چقدر نترس بوده سرعت عمل هم داشته

حالا که بزرگ شدم چشمم بروی دنیای بزرگ باز شده میبینم هنوز هم آقا دیو ها هستن کسانی که مال منافع منابع ملت را غارت می کنند واز قلدری هاشون میخوان همه را اسیر وبرده خودشون بکنند نمیخواهند ملت ها آزاده باشند روی پای خودشان استقلال علمی اجتماعی اقتصادی وفرهنگی داشته باشند.اما داستان نمکی.  نمکی هفت در را بست یکیشو نبست مادرش بهش گفته بود .همه درها را ببندد. تا دیو نیاد توی خونشون نمکی خودش هم کم حواسی کرده بود. مادرش رفته بود .بازار راهش هم دور بود.

وقتی برگشت دید. دیوه تنورکشان میگه مهمون که میاد خونتون خاله لمبون که میاد خونتون براش غذا نمیارین وخلاصه برای هرکاری دیوه کری میخوند بیچاره ها هرچی دیوه میخواست از ترسشون برش فراهم می کردند شاید راضیش کنند ولی اشتباه بود چون سر انجام نمکی را دزدید ورفت مادرنمکی کاری از دستش ساخته نبود دیوه نمکی را گذاشته بود توی توبرهنمکی هی بهانه میگرفت گشنمه تشنمه دیوه میگفت صبر کن حالا بمنزل میرسیم وبالاخره به قلعه بزرگ دیوه رسیدن واول بیگاری کشیدن دیوه از نمکی شد هر روز باید قلعه را آب وجارو کند برای دیوه غذا درست کنه وقتی میخواد بخوابه  قصه بگه دیوه اون را ترسونده بود که اگر از سر جات تکان بخوری گوشت را میبرم کف دستت میزارم به اون گفته بود اگر بری طرف زیر زمین قلم پات را خورد می کنم نمکی هم بچه بود ترسیده بود تا این که یکروز یک فکر تازه به سرش خورد یادش اومد مادرش می گفت دیو ها شیشه عمر دارند اگر بشکنه دود میشن میروند بهوا اما چطوری کجاست.یکروز که آقا دیوه خوابش برده بود نمکیترس را گذاشن کنار آهسته آهسته رفت کلید را از کمردیوه باز کردرفت بطرف زیر زمین در را باز کرد .که دیوه هوارکشان رسید نمکی هم هرچه توان داشت جمع کرد دوید طرف شیشه ی بزرگ اون را هل داد دیو دادمیزد هل نده که شیشه افتاد روی زمین وشکست دیوه دود شد ورفت توهوا نمکی آدمها یی را که دیوه زندونی کرده بود آزاد کرد اسبهارا آدمها زین کردند تمام اموالی را که بسرقت برده بود سوار اسبها کردند همه با هم بطرف شهر براه افتادند همه با هم می گفتند زنده باد نمکی قهرمان زنده باد نمکی قهرمان 

                                                            مدیر وبلاگ شیدای اصفهانی



[ یکشنبه 93/9/2 ] [ 12:4 صبح ] [ صدیقه اژه ای ] [ نظر ]
<      1   2   3   4   5   >>   >
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
لینک دوستان
امکانات وب


بازدید امروز: 101
بازدید دیروز: 283
کل بازدیدها: 743528